3 دی ماه 01
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 12:40
وای. الان یه جور عجیبی دلم گرفت. وای وای
03 دی ماه 01
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 12:40
حقیقت اینه که دارم فکر میکنم شاید من ادم خوبی نبودم و نیستم تو تموم این مدت و حالم وخیم و وخیمتر داره میشه. شنبه سوم دی ۱۴۰۱ ساعت 21:59 توسط +فروغ Adblock test (Why?)
14 فروردین 00
-
تاریخ: 1401/4/20 ساعت: 4:29
این روزا یه چیزی توی گلوم هست که هر چی سعی میکنم قورتش بدم، پایین نمیره.
29 فروردین 00
-
تاریخ: 1401/4/20 ساعت: 4:29
با سلام و غم لطفا هر کی هستی، سلام غمانگیز من رو بپذیر.حالم اصلا خوب نیست عظیمت کردم تهرانالان خونه دوستم هستم.خوابگاه ندارم به خاطر شرایط مزخرف کروناروزی دو تا ماسک رو صورتم هست و میرم سرکار.و خوابگاه ندارم. امروز دانشگاه بودم. کلی صحبت کردم و .. و قرار شد برام خوابگاه بدن. حالا استرس دارم کرونا دا...
27 مهرماه 00
-
تاریخ: 1401/4/20 ساعت: 4:29
سلام مجدد. نمیدونم چرا جز غم حسی ندارم. مدام به این فکر میکنم که به ما فکر نمیکنه؟ عین خیالش نیس؟ 8 ماه گذشته. امیدوارم همونقدر که داره دهن احساسات من سرویس میشه و نمیتونم از غم و اشک و آه فرار کنم، اونم درد بکشه. خون گریه کنه و یه روز برای بخشش زانو بزنه. سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۰ ساعت 22:2 توس...
7 شهریور 99
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:19
میدونم فرار راه خوب و درستی نیست اما نمیشه فرار کنم؟
8 شهریور 99
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:19
این غرور چیه ک باعث میشه بشینم ی گوشه واسه دل یکی دیگه خون گریه کنم و جلو خودش سگ باشم.
24 اسفند 99
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:19
6 ماهی میشه که ننوشتم براتون پس سلام. سلام به من، به شما و دنیای پردرد و غمانگیز اطرافمون. اخرین بار براتون شهریور حرف زده بودم. از اون موقع تا الان کلی اتفاقا افتاده. خاله از این شهر رفته. دایی یه مدته انگار نیست. ما، ما هم داریم غصههایی میخوری
28 اسفند 99
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:19
هیچ چیز این روزها شبیه عید نیست. نمیشه بخوابیم و بیدار شیم و هیچی مثل قبل نباشه؟ لطفا.
29 اسفند 99
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:19
به نظر شما، چندتا خانواده اینجوری از هم پاشیده و موقع سال تحویل کنار هم نیستند؟ چقد تلخ.
3 فروردین 00
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 20:19
سومین روز از سال ۱۴۰۰ میگذره میشه دعا کنید بمیرم؟
19 آذر 96
-
تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 12:05
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
21 دیِ 97
-
تاریخ: 1396/10/27 ساعت: 12:05
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
13 دی 96
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 1:59
فک کنم بهتر باشه پستام رو رمز دار کنم !! چارتا غریبه اگر روزی روزگاری از اینجا رد شدن و دلشون خواست شر و ورای ی دختر در استانه ی بیست و یک سالگی رو بخونن!شاید اون موقع رمز رو بدم بهشون چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۶ ساعت 1:52 توسط +فروغ
7 دیِ 96
-
تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 0:20
قلبم داره منفجر میشه..من میگم قلبم داره منفجر میشه و لبم به خنده وا نمیشه و تو نمیفهمی منظورم رو من میگم دلم میخواد تا ابد بخوابم و تو نمیفهمی چرا من میگم دلم میخواد چن روز هیچکس رو نبینم و تو نمیفهمی چمه من میگم دلم میخواد لال شم.. لال شم چن روز و هیچی نگم من میگم دردای من گفتنی نیس.. نه! هست اما م...
9 دیِ 96
-
تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 0:20
سلام..خوبم نه مث قبلم امروز اما میخوام از مهدی بنویسم.. مهدی کیه؟ هووووووم اولین کلمه ای که ب ذهنم میرسه بعد از این اسم "داداش" پارسال ی ماه بعد از همین روزا بود که یه رابطه تقریبی درست حسابی بین فاطمه و مهدی شکل گرفت حالا کاری ب اوناش ندارم. پارسال اواخر اسفند ماه بود که برادرم من رو ب اتوبوس رسوند...
10 دیِ 95
-
تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 0:20
امروز، یکشنبه، دَهِ دی ماهِ سالِ نود و شش سه ماهه ک محمد تو زندگی من جایگاه ویژه ای داره :) +فروغ
13 آذر 96
-
تاریخ: 1396/10/6 ساعت: 18:36
فک کن فردا میانترم دوم مبانی داری. هیچی، ینی هیچییییییییییییییییی بارت نیس. دَه صب کلاس داری ساعت دوعه شبه و هنوز حس میکنی چقد خاک بر سری که هیچی حالیت نیس کد میزنی و اجرا نمیشه و پاییزِ مهدی یراحی گوش میدی. دلت میخواد پستت رو عین قدیما خوشکل کنی اما اصابت نمیکشه، فقط دلت میخواد بنویسی و ثبت کنی این...
15 آذر 96
-
تاریخ: 1396/10/6 ساعت: 18:36
خبببببببببب میدونی چی شد دوباره ب وبلاگم برگشتم؟ همون شب ک سیزهم بود؛ یهو هوس کردم فقط. اومدم هر چی قبلا بود و نبود رو موقت کردم و دیلیت بعد دلم خاس گاهی اینجا چیزی داشته باشم برای خوندن که یادم بیاد ی روزایی ی جوری بودم هووووووووم از دیروز ، دوشنبه، بگم؟ صب زود بیدار شدم ، مثلا هشت یکم درس خوندم، م...
29 آذر 96
-
تاریخ: 1396/10/6 ساعت: 18:36
هوم بگم از حال قاطی روحیم؟ بگم از خستگیام؟ از اشکای گیر کرده پشت چشام؟ بگم، بگم از تنهاییام؟ که این همه آم هست و هیچکس نیست؟ بگم از دل گرفته م؟ گرفته دلم.. میپرسی به کی فک میکنم؟ میگم به هرکس جز خودم، میگم محمد؛ تو خوب باشی مامانم خوب باشه خواهرم خوب باشه فاطمه خوب باشه.. خوبم من :) اما راستش رو بخو...