وای. الان یه جور عجیبی دلم گرفت. وای وای
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
این روزا یه چیزی توی گلوم هست که هر چی سعی میکنم قورتش بدم، پایین نمیره.
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
سلام مجدد.
نمیدونم چرا جز غم حسی ندارم.
مدام به این فکر میکنم که به ما فکر نمیکنه؟ عین خیالش نیس؟ 8 ماه گذشته.
امیدوارم همونقدر که داره دهن احساسات من سرویس میشه و نمیتونم از غم و اشک و آه فرار کنم، اونم درد بکشه. خون گریه کنه و یه روز برای بخشش زانو بزنه.
سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۰ ساعت 22:2 توسط +فروغ
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۶ ساعت 1:52 توسط +فروغ
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی