خرید بک لینک

وای. الان یه جور عجیبی دلم گرفت. وای وای

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 12:40

حقیقت اینه که دارم فکر میکنم شاید من ادم خوبی نبودم و نیستم تو تموم این مدت و حالم وخیم و وخیمتر داره میشه.

شنبه سوم دی ۱۴۰۱ ساعت 21:59 توسط +فروغ

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 12:40

این روزا یه چیزی توی گلوم هست که هر چی سعی میکنم قورتش بدم، پایین نمیره.

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: دوشنبه 20 تير 1401 ساعت: 4:29

با سلام و غم لطفا هر کی هستی، سلام غمانگیز من رو بپذیر.حالم اصلا خوب نیست عظیمت کردم تهرانالان خونه دوستم هستم.خوابگاه ندارم به خاطر شرایط مزخرف کروناروزی دو تا ماسک رو صورتم هست و میرم سرکار.و خوابگاه ندارم. امروز دانشگاه بودم. کلی صحبت کردم و .. و قرار شد برام خوابگاه بدن. حالا استرس دارم کرونا داشته باشم..چقد غمگینم بچه ها. اها راستی. قرار شد که اگر خوابگاه درست شه به اون دختر کوچولویی که توی خیابون از سر کار به سمت ونک میشینه فال میفروشه هدیه بدم.  یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 19:44 توسط +فروغ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: دوشنبه 20 تير 1401 ساعت: 4:29

سلام مجدد. 

نمیدونم چرا جز غم حسی ندارم. 

مدام به این فکر میکنم که به ما فکر نمیکنه؟ عین خیالش نیس؟ 8 ماه گذشته. 

امیدوارم همونقدر که داره دهن احساسات من سرویس میشه و نمیتونم از غم و اشک و آه فرار کنم، اونم درد بکشه. خون گریه کنه و یه روز برای بخشش زانو بزنه. 

سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۰ ساعت 22:2 توسط +فروغ

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: دوشنبه 20 تير 1401 ساعت: 4:29

میدونم فرار راه خوب و درستی نیست اما نمیشه فرار کنم؟

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:19

این غرور چیه ک باعث میشه بشینم ی گوشه واسه دل یکی دیگه خون گریه کنم و جلو خودش سگ باشم.

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:19

6 ماهی میشه که ننوشتم براتون پس سلام. سلام به من، به شما و دنیای پردرد و غمانگیز اطرافمون. اخرین بار براتون شهریور حرف زده بودم. از اون موقع تا الان کلی اتفاقا افتاده. خاله از این شهر رفته. دایی یه مدته انگار نیست. ما، ما هم داریم غصههایی میخوریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:19

هیچ چیز این روزها شبیه عید نیست. نمیشه بخوابیم و بیدار شیم و هیچی مثل قبل نباشه؟ لطفا.

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:19

به نظر شما، چندتا خانواده اینجوری از هم پاشیده و موقع سال تحویل کنار هم نیستند؟ چقد تلخ.

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:19

سومین روز از سال ۱۴۰۰ میگذره میشه دعا کنید بمیرم؟

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:19

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 12:05

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 12:05

فک کنم بهتر باشه پستام رو رمز دار کنم !! چارتا غریبه اگر روزی روزگاری از اینجا رد شدن و دلشون خواست شر و ورای ی دختر در استانه ی بیست و یک سالگی رو بخونن!شاید اون موقع رمز رو بدم بهشون

چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۶ ساعت 1:52 توسط +فروغ

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 1:59

قلبم داره منفجر میشه..من میگم قلبم داره منفجر میشه و لبم به خنده وا نمیشه و تو نمیفهمی منظورم رو من میگم دلم میخواد تا ابد بخوابم و تو نمیفهمی چرا من میگم دلم میخواد چن روز هیچکس رو نبینم و تو نمیفهمی چمه من میگم دلم میخواد لال شم.. لال شم چن روز و هیچی نگم من میگم دردای من گفتنی نیس.. نه! هست اما من نمیتونم بگم و تو معنی نتونستن من رو درک نمیکنی.. من میگم فک کنید من بی دلیل غمگینم و بذارید من رو به حال خودم.. نمیشه؟ محمد عزیزم کاش ی مدت بیخیال من شی.. کاش بتونم بهت بگم برو.. بگم با من دووم نمیاری .. 7 دی 96، 12:54، خوابگاه علم و صنعت، اتاق 404 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 0:20

صفحه بندی